ماهنامه تالش رفع توقيف شد
بالاخره پس از گذشت بيش از سي ماه از زمان توقيف ماهنامه تالش، بر اساس حكم صادره از سوي دادستاني شهرستان تالش مبني بر « منع تعقيب » پرونده توقيف ماهنامه تالش به سبب آن كه « مطالب مندرج در نشريه مؤيد وقوع جرم نمي باشد » و ارائه حكم صادره به معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كشور، طي نامه اي به شماره 92/ 2147 مورخ 4/2/1392 از سوي پدرام پاك آيين مدير كل امور مطبوعات و خبرگزاري هاي داخلي معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كشور و با استناد به مفاد ماده 44 قانون مطبوعات مصوب 22/12/1364 و اصلاحات بعدي آن ، ماهنامه تالش به صورت رسمي و قانوني رفع توقيف شد.
ضمن عرض تبريك اين موفقيت به مدير مسئول محترم ماهنامه تالش ، همه همكاران و اعضاي محترم تحريه، خبرنگاران، عكاسان ، نمايندگان و همراهان نشريه در سراسر كشور و علي الخصوص خوانندگان و كل تالشان و دوستداران آن نشريه در سراسر جهان ، به اطلاع عموم مي رسانم كه شماره نخست از دوره جديد ماهنامه تالش به زودي منتشر مي شود.
حمام
مریان مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان طوالش، بخش مرکزی، روستای آق
اولر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۹۱۹
بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۱]
شایان ذکر
است: حمام مریان به دستور نصر الله خان (سردار امجد)، توسط معماری از کشور
آلمان بر روی زمین شیب دار و در فضایی به مساحت 131 متر مربع ساخته شده
است.
آشنایی با روستای تاریخی مریان
روستای تاریخی مریان از توابع بخش مرکزی شهرستان تالش، با مختصات جغرافیایی ۴۸ درجه و ۳۷ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۵۰ دقیقه عرض شمالی، در ۳۷ کیلومتری شمال غربی هشتپر و ۱۴۳ کیلومتری رشت قرار دارد.این روستا از شمال به روستای ناوان، از شرق به روستای سینا هونی، از جنوب به اراضی جنگلی و از غرب به روستای آق اولر محدود میشود.
ارتفاع این روستای کوهپایهای از سطح دریا ۱۰۸۰ متر است و آب و هوای آن در زمستانها سرد و در تابستانها معتدل است. متوسط بارندگی سالیانه آن ۱۷۳۲ میلیمتر گزارش شده است.گورستان باستانی روستا، نشانگر سکونت دیرینه اقوام تالشی در این روستاست و آثاری از حمام قدیمی منسوب به دوره صفوی و یا قاجاری مؤید قدمت کهن روستاست.مردم روستای مریان به زبانهای آذری و تالشی سخن میگویند، مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند.
الگوی معیشت و سکونت براساس سرشماری سال ۱۳۷۵، روستای مریان ۱۰۴ نفر جمعیت داشته است که در سال ۱۳۸۵ به ۷۶۰ نفر افزایش یافته است.اقتصاد روستای مریان بر پایه فعالیتهای زراعی، باغداری، دامداری و صنایع دستی استوار است. زراعت عمده روستا، کشت دیم است و گندم مهمترین محصول دیمی آن است. توتون، ذرت، سیبزمینی، یونجه و لوبیا از دیگر محصولات زراعی روستاست. زردآلو، سیب، به و گلابی از محصولات باغی آن است. محصولات مهم دامی آن عبارتند از: گوشت تازه و انواع لبنیات، پرورش طیور خانگی مانند مرغ و بوقلمون نیز بین روستاییان رونق دارد.
مردم روستا به ویژه زنان، با بافت و تولید صنایع دستی مانند گلیم، جاجیم، شال و جوراب در بهبود وضعیت اقتصادی خانوار نقش مهمی ایفا میکنند.معماری روستای مریان به دلیل استقرار در ناحیه کوهستانی، از روستاهای جلگهای استان گیلان متفاوت است. سقف چوبی خانهها، لته کوبی است و درهای ورودی و پنجرهها، برای جلوگیری از سرما کوچک انتخاب شدهاند. در ساخت خانههای قدیمی از مصالح بومی سنگ، ملات کاهگل و چوب استفاده شده است.
محوطه باستانی گورستان مریان، بزرگترین گورستان پیش از تاریخ ایران است که در عرصهای به مساحت ۴۰۰ هکتار، در مناطق ییلاقی مریان، آق اولر و تندبین گسترده شده است. این گورستان گواه تمدن عظیم این منطقه در دورانهای گذشته است، که تا اوایل دوران اسلامی تداوم داشته است. گورهای این گورستان، به صورت سه طبقة دخمهای سنگچین شده و با لوازم مورد نیاز زندگی مردگان کشف شدهاند.
حمام قدیمی مریان به احتمال قوی از آثار اواخر دورة صفوی و به احتمالی دیگر از آثار اوایل دورة قاجاری است. مصالح به کار رفته در ساخت حمام شامل خشت، ملاط، گچ و سنگ است. در بعضی قسمتهای حمام، آثاری از کاشیهای تزیینی و نقاشی دیواری به جا مانده بود که تقریباً تمام آنها به سرقت رفته است.جشنواره سوارکاری و کشتی مردان، هر ساله در مناطق ییلاقی روستا برگزار میشود و در میان جوانان طرفداران بسیاری دارد. از بازیهای محلی روستای مریان میتوان به قئیش گوتورمک یا قئیش چکدی، بورک قاچدی، خاله خاله، چیلینگ آقاج اشاره نمود، که اکثراً به طور گروهی و توسط کودکان روستا انجام میشود.
مراسم عید نوروز، همانند سایر نقاط ایران برگزار میشود. روز سلطان، دروزه، ۴۵ نوروز و بنجک از جمله مراسم ویژه فصل بهار است و مراسم شب یلدا با رسوم یوله چله، قصه چله و سیومو برگزار میشود. مراسم بند آوردن باران و کوبیدن بر ظرف مسی برای برطرف شدن ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی نیز از آیینها و رسمهای مردم روستای مریان است. برگزاری مراسم اعیاد مذهبی و عزاداریهای ماه محرم نیز در روستا رواج دارد.نوای نی چوپانان و آوازهای محلی تالشی، شور و حال خاصی به مراسم و جشنهای مختلف مردم روستای مریان میبخشند. اجرای ترانههای عاشیقی به زبان آذری، به ویژه در مراسم عروسی روستا متداول است.سرنا و دهل سازهای محلی این روستاست که در اجرای برخی آوازها و رقصهای محلی نواخته میشوند.صنایع دستی روستای مریان، مشتمل بر بافت انواع گلیم، جاجیم، جوراب و شال است.
پوشاک غالب مردم روستای مریان، لباسهای محلی مشابه لباسهای تالشی است. مردان از کلاه، شلوار، پیراهن جلو بسته با یقه هفت یا بسته، نیمه تنه یا جلیقه پشمی، شال و دستکش (در فصول سرد سال) استفاده میکنند.زنان روستا مانند زنان تالشی لباس میپوشند که شامل پیراهن بلند با دامن پرچین، جلیقه با رنگ تیره، پیژامه طرحدار و روسریهای رنگی و منقش میباشد. استفاده از پارچههای رنگی و روشن، ویژگی پوشاک زنان روستا است. کودکان روستای مریان نیز از پوشاک محلی و معمولی استفاده میکنند.
از انواع غذاهای محلی روستا میتوان به آبگوشت شوربا، آبگوشت قورمه، انواع آش مانند ترش آش و آش رشته و انواع غذاهای همراه با برنج و ماهی اشاره کرد.دسترسی: این روستا از طریق شهر هشتپر با جادهای مناسب و زیبا قابل دسترسی است
درود دوستان خوبم
از زمانی که این وبلاگ را راه انداختم دغدغه ام این بوده که بتونم برای شما وبلاگی داشته باشم که با مراجعه به اون هر روز چیزهای جالب ٰ خوندنی و دیدنی ای ببینید. از روز اول هدفم این بود که بعد از اینکه به یک حدی از رضایت شما رسیدم وبلاگ رو تبدیل به یک سایت جامع کنم برای خدمت به اصالت خودم ولی متاسفانه آنقدر که باید موفق نبودم. از شما خواهشی دارم و اون اینکه شما کمکم کنید تا بتونم به هدفم برسم.
قصد دارم برای تالش یک مجله اینترنتی راه بیاندازم و امیدوارم بتونم از شما مقالهٰ عکس و مطلب جمع آوری کنم پس لطفن کمکم کنید تا به هدفم برسم.
منتظرتونم
وبلاگ تالش منتظر دریافت و انتشار مقالات همه شما عزیزان می باشد
http://s3.picofile.com/file/7373788274/SHAKAREM_JAN_2_.mp3.html
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با خبر شدیم استاد فرامرز مسرور ماسالی شاعر پر آوازه تالش که مدتها از بیماری رنج میبرد جان به جان آفرین تسلیم کرد.برای شادی روح آن عزیز سفر کرده و برای بازماندگان صبر مسئلت داریم. به درستی که او حق بزرگی بر گردن ادبیات تالش و تالشان دارد. یادش گرامی باد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به گزارش سایت آرماکد دومین کنفرانس تالش شناسی در پانزدهمین سالگرد انتشار نشریه بین المللی ایران و قفقاز و با همکاری Modus Vivendi Cente، مرکز مطالعات ایران شناسی قفقاز،انجمن بین المللی ترکیه شناسی، انجمن ایران و قفقاز،آرماکد و با حمایت نهاد HYKSOS در ایروان ارمنستان 12 و 13 نوامبر برگزار میگردد.آخرین مهلت ارسال چکیده مقالات 20 سپتامبر 2011 بوده و چکیده مقاله بایست در 300 کلمه محدود باشد.
محققان ارجمند میتوانند چکیده مقالاتشان را با فرمت WORD به ایمیل های ذیل ارسال فرمایند.
iranist@yahoo.co.uk (Dr. Khachik Gevorgyan)منبع:
http://www.armacad.info/conferences/the-2nd-international-conference-on-the-talishi-studies-12-13-nov-2011-yerevan-armenia
وبلاگ تالش در نظر دارد در جهت ارتقای حس تالش پژوهی اقدام به برگزاری مسابقه مقاله نویسی نماید.این مقالات به داوری گذاشته شده و بر اساس نوبت در وبلاگ یا سایتهای مربوط به تالش منتشر خواهد شد
عزیزان مقالات خود را به آدرس talesh100@gmail.com ایمیل فرمایند

پس از ماهها دوباره به تالش آمدم. سرزمینی که مادر آرامش است و سرود آرامشش روانم را نوازش می دهد. واقعا چه زیباست زندگی در دل کوه و نوشیدن آب چشمه هایش. آب تنی در دریا. تالش که آمدیم با دوستان غروب رفتیم گیسوم. از فرط آب ندیده گی و شنا در استخر و دور از دریا پریدیم تو آب. چقدر لذت بخش بود هر چند یکی از بچه ها مون مریض شد و بردیمش دکتر ولی واقعا لذت عجیبی داشت. صوت پرندگان تو جنگل هنوزم از خاطرم پاک نمیشه. رفتن به کوه و ییلاق و چادر زدن و یک شب ماندن در آنجا و چه خوشی ها که آنجا نداشتیم. یادش بخیر و همه نوش جان آنهایی که در تالش زندگی می کنند. ولی همیشه یک چیز آزارم می دهد. اینکه چرا مردم ما بی محابا در دریا و جنگل و طبیعت آشغال می ریزند و همه جا را کثیف می کنند.قلبم به رد می آید وقتی این صحنه ها را میبینم و تو خودم آشوبی به پا می شه. واقعا چرا باید اینطور باشه. یکم اهمیت بدیم به محیط زندگیمون. اکوسیستممون. به خونمون که توش زندگی می کنیم. بیایید تالش رو پاک و زیبا حفظ کنیم همونطور که خدا بهمون تحویلش داده.
امسال یکی دو روزی زودتر از تحویل سال به تالش آمدم. هوای تالش سرد و بارانی بود و اصلا به عید نمی مانست. وقتی وارد شهر تالش شدم اصلا چیزی نبود که به یک میهمان نوروزی بقبولاند این شهر آماده پذیرایی از میهمانان نوروزی است و دوست میدارد. از تابلوهایی که در دوره های قبلی شوراها نصب شده بود و برای جذب گردشگر فوق العاده موثر بود خبری نبود. راهنمایی و رانندگی تالش نیز مانند همیشه راه را فقط بر مردم می بست و ترافیک شهر تالش فوق العاده بی برنامگی را نشان میداد.رستم کلا چرمینه اسبش را تاخته بود و انگار میخواست از دست مسئولان این شهر سر به کوه و بیابان بگذارد. من هم دنبال او به راه افتادم و یک چیز خیلی جالب واقعا باعث خرسندیم شد و آن این بود که شورای کیشون بن روی تابلوی ورودی این محل اسم آنرا به تالشی یعنی کیشون بن تغییر داده بود که میخواهم در اینجا از آنها تشکر کنم فقط همین در تالش مرا خوشحال کرد
آقای فرزاد بختیاری با نمره 19 موفق به اخذ مدرک دکترای ادبیات زبان فارسی گردید .
در جلسه دفاعیه رساله ی دکترای آقای بختیاری که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با حضور جمعی از اساتید ، صاحبنظران و دوستان و یاوران همیشگی تالش برگزار گردید، دکتر فرزاد بختیاری به ارائه رساله 1200 صفحه ای خود پرداخت این رساله که به ا قرارداوران و اساتید دانشگاه یکی از بزرگترین رساله ادبی تاریخ دانشگاه تهران بود ، در شهریور 88 ساعت 11 صبح ارائه گردید . رساله دکترای بختیاری به بررسی و تطبیق زبان فارسی با تالشی ، تاتی ، گیلکی و طبری بود . داوران و اساتید و حاضرین پس از دفاعیه ای کوتاه و 20 دقیقه ای (بعلت ماه رمضان ) آقای بختیاری به بررسی رساله ی عرضه شده پرداختند که دو داور اصلی پس از یادآوری چند نکته به اتفاق بر خارق العاده بودن کار عرضه شده پرداختند . به اعتراف یکی ازداوران،رساله ای1200 صفحه ای که نتوان 100 غلط دستوری،چاپی واملایی و... در آن پیدا کرد انصافا نمره اش بیست است .
همچنین استاد محرم رضایتی کیشه خاله و دکتر صادقی ضمن تمجید از کار بزرگی که صورت گرفته یاد آور شدند که رساله مذکور می تواند در 3 کتاب با سه عنوان متفاوت عرضه گردد. ایشان یاد آورشدند نظیر کار آقای بختیاری یا نداریم یا اگر هست بسیار نادر است.
اعضای هیئت داوران استاد راهنما و مشاور پس از بررسی مجموع کار ارائه شده و تبادل نظر با نمره 19 رساله ی دکترای آقای بختیاری را تایید نمودند . بنابر آخرین اطلاعات بدست آمده آقای بختیاری تصمیم دارند رساله دکتری خویش را در آینده به چاپ برسانند .
همچنین شبکه برون مرزی رادیو ملی در تماس ویژه ای با سر دبیر نسیم تالش در عصر همان روز اعلام داشتند خبر اخذ مدرک دکترای فرزاد بختیاری به عنوان خبر نخست بخش ادبی رادیو برون مرزی برای سراسر دنیا پخش کردید.
به نقل از:
http://taleshan.persianblog.ir/
جمهوری حیوانات
نمی دونم کتاب Animal Farm یا مزرعه حیوانات نوشته ی جورج اورول را که در فارسی به قلعه حیوانات توسط محمو فیروز بخت ترجمه شده است را خوانده اید یا نه. این کتاب که گفته می شود مخاطب و مظنون اصلی آن حکوومت کمونسیتی شوروی بوده در واقع کتابی کاملا سیاسی است که نویسنده با وصف حال حیوانات به شرح وقایع سیاسی در آن می پردازد.. این کتاب در واقع می تواند کاب انقلاب نامیده شود چرا که نگاهی بس شگرف از برخی انقلابها ارائه میدهد. برای عزیزانی که این کتاب را نخوانده اند ذیلا فحوا و مفهوم کلی ان را بیان می دارم.
داستان در مزرعه ای اتفاق می افتد که آقای جورج صاحب آن است و به نوعی برای حیوانات جیره بنده می کند و از آنها بیگاری می کشد همواره آنها از حال و وضعیت خود ناراضی اند و نمی دانند چگونه می توانند از ضر این انسان خلاص شوند. سالها می گذرد و آنها ظلم انسان را بر خود می بینند که هر روز و هر روز بیشتر احساسش می کنند. سر انجام میجر که یک خوک باهوش است همه را جمه کرده و از خوابی که دیده برای آنها سخن می راند از جامعه آرامانی که در ذهن دارد. او می گوید من زمانی که در خوکدانی خود هستم زمان بسیاری برای فکر کردن دارم. این گفتمان ها ادامه می یابد تا سر انجام حیوانات با اتحاد علیه آقای جورج شوریده و به دلیل اینکه در اواخر او به خوشگذرانی می پردازد و مزرعه را به حال خود وا میگدارد و به شهر و این ور و آنور برای خوش گذرانی هایش می رود حیوانات شوریده و بالاخره او و انسانها را از مزرعه می رانند. حالا مزرعه می ماند و حیوانات. آنها باهم جلسه می گیرند و جشن پیروزی می گیرند و همه ساله برای سالگرد ان نیز چنین می کنند. بالاخره انها قانون اساسی خود را می نویسند که مواد آن از این قرار اند:
1- هر کسی که روی دو پا راه می رود دشمن است.
2- هر کسی که روی چهار پا راه میرود یا دو بال دارد دوست است.
3- هیچ حیوانی حق پوشیدن لباس را ندارد.
4- هیچ حیوانی حق خوابیدن در بستر را ندارد.
5- هیچ حیوانی حق نوشیدن مشروب را ندارد.
6- هیچ حیوانی حق کشتن حیوان دیگری را ندارد.
7- تمام حیوانات باهم مساویند.
هفت فرمان حیوانات شکل می گیرد و این توسط خوک ها که قادر به نوشتن و خواندن اند روی دیوار نوشته می شوند. خوک ها به حیوانات نوشتن و خوندان و ساد می آموزد ولی بسیاری از آنها نمی آموزند و آنهایی هم که میآموزند کامل نیست.سپس آنها سرودی را که قبل از انقلاب می خواندند که نامش سرود (حیوانات سرزمین ما) بود. کم کم زمانی که ممتوجه شدند همه حیوانات قادر نبودند هفت فرمان را حفظ کنند قرار شد این فرمان را حفظ کنند:(دو پا بد چهار پا خوب).
مدتها گذشت. جیوانات بسیار باهم مهربان بودند و هیچ جامعه ای در بیرون از مزرعه شان به ان خوبی نبود.حیوانات دیگر خودشان مزرعه را در دست گرفته بودند و یک دولت تشکیل داده بودند که به همه چیز نظم اده بود. هر کسی کار خود را می کرد. حالا دیگر اوضاع فرق کرده بود. ناپلئون که یکی از خوک ها بود شده بود رهبر مزرعه و همه به او احترام می گذاشتند.آنخا برای خود جمهوری تشکیل داده بودن و ناپللئون شده بود رئیس جمهور آن. او همه چیز را کم کم به نفع خود تغییر می داد و حیوانات بدون اینکه متوجه بشوند با ساده گی خود توضیحات احمقانه و را قبول می کردند. مثلا او خودک هارا از بقیه جدا می کنند و خانه آقای جونز را مقر خود می کند و به حیوانات می گوید ما چون رهبر شماییم مجبوریم در جای بهتری بخوابیم و چیزهای خوبی بخوریم تا بتوانیم بهتر رهبری کنیم.حیوانات هم که نمیخواهند حکومت آقای جونز تکرار شود کنار می آیند غافل از اینکه این وضعیت هر روز بد و بدتر می شود. تا جایی که یک بار سر می زندد تا بیینند دستوران هفت گانه چه می گوید در کمال تعجب این جله را می بینند(همهم حیوانات برابرند ولی برخی برابرترند)
یک روز ناپلئون می گوید شنیده ایم تعدادی از حیوانات خیانت کرده و به اسنوبال (یکی از خوک هایی است که در جریان تکوین حکومت نقش اساسی داشته و صادقانه کار می کرده و حالا دیگر غیبش شده) خبرهایی رسانیده اند. او به حیوانات می گوید اسنوبال به مزارع کناری پناه برده یعنی به انسان ها غافل از ایکه خود او بلایی سر او آورده که حیوانات هیچ موقع حقیقت را در نمی یابند. عده ای از حیوانات اعتراف می کنند که کارهایی کرده اند و هر کدام از آنها که اعتراف می کنند اعدام می شوند آنقدر که لاشه های آنها جلویی ناپلئون به بلندی جمع می شود. وقتی حیوانات می گویند که نباید حیوانی حیوانی را بکشد جواب می دهد این آخرین مرحله انقلاب ما بود که خائنین باید اعدام می شدند و حال کامل شد.
یکی دو تا از حیوانات مشکوک میشوند و می گویند برویم و به فرامین هفت گانه نگاه کنیم که ناگاه می بینند(هیچ حیوانی در شرایط عادی حق کشتن دیگری را ندارد).سالها می گذرد تا اینکه ناپلئون تصمیم به تجارت با انسان می گیرد. حیوانات دیگر هر آنچه او بگوید می پزیرند او حتی یک الاغ را که بسیار برای مزرعه زحمت می کشید فذوخته برای خود و کاخ نشینانش مشروب می خرد و همزمان فرامین را به نفع خود با اضافه کردن چند کلمه تغییر می دهد. یک شب در خوک ها بیرون آمده و همه روی دو پا راه رفتن را یاد می گیرند. و یکی از حیوانات با دیدن این صحنه می گوید:(چهار پا خوب،دو پا بهتر،چهار پا خوب،دو پا بهتر).شب همان روز در خانه شان با انسان ها جسن می گیرند. حیوانات با شنیدن سرو صداهای عجیب پشت پنجره رفته و داخل را مبنگرند که خوک ها مانند مردان ایستاده و لیوان گیلاس را به سلامتی به لیوان مردان می کوبند. حیوانات از خوک به ادم و از آدم به خود نگاه می کنند . انگار نمی دانند کدام،کدام است.
کوبیدن اشخاص تا کی
ناکرده گناه در جهان کیست بگو
آنکه گنه او نکرد چون زیست بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست بگو
معمولا بیشتر ما عادت داریم وقتی از پندار کسی خوشمان نیامد اورا به باد انتقاد بگیریم یا بکوبیمش؛ به جای اینکه دوستانه حرف او را سنجیده و پندار او را از دریچه دید خود او بنگریم. اگر اینگونه کنیم بی شک ایده های کسی را که به ما رای خود را ابراز می دارد پاس داشته و باشد که کمکش کنیم.
به راستی آیا از خود پرسیده ایم چرا ما فرار مغزها داریم. چرا باید هوشنگ امیر احمدی به جای تالش در آمریکا باشد،چرا دکتر گیتی ها یا دکتر احسان یارشاطر دانشنامه ایرانیکا را در آمریکا با کمک دانشگاه کلمبیا باید برپا کند. چرا باید دکتر شفیعی کدکنی در سرزمین خود نفس نکشد و غربت را نفس بکشد. براستی ما را چه می شود.
به تازگی در خبرگزاری ها منتشر شد که رئیس سازمان میراث فرهنگی اعلام کرد رونوشت کتاب قانون ابن سینا از موزه آرامگاه شیخ بوعلی سینا به سرقت رفته و گفته سوال در این زمینه بی مورد است چراکه چه انتظاری می توان داشت وقتی تا سال پیش حتی این موزه فاقد برق اضطراری بوده است.
حال ما می آییم و هارون شفیقی را به نقد می گیریم و خانم میرزایی را نیز چنین. می آییم از شهرام آزموده بد می گوییم و خود در قزوین می نشینیم و برای دیگران پاپوش می دوزیم. زیر آب یکی را می زنیم و برایش پرونده سازی می کنیم یا حتا اسامی،اشخاص و القاب افراد را به سخره می گیریم. ما وارثان کورشیم؟ ما وارثان سورناییم؟ ما را چه شده؟ گاهی از خودم می پرسم من برای سرزمینم چه کرده ام. می خواهم در خیابان فریاد برآرم که ای مردم حق عبور و مرور را رعایت کنید. احترام را بیاموزید ولی خوود ناخوداگاه در انها غرق می شوم و خلاف آب رود شنا می کنم.
تالش ما امروز دارد با دو جناح دست و پنجه نرم می کند. عده ای که صادقانه برای پویایی آن می کوشند و بسیار نیز ممکن است کارشان دارای ایراد باشد و لی این از ارزش کارشان نمی کاهد و عده ای دیگر که همه چیز را به باد نقد می گیرند. در مورد اشعار ، نام و رفتار گروه اول فقط و فقط ایرادات و نقص ها را دیده و آنها را به زیر ذره بین افراط می برند.
بیایید تخم دوستی در دلها بفکنیم.
آیا زبان تالشی از بین می رود؟!!!



