تالش همیشه زیبا- بقعه جوکندان سه شنبه هجدهم آذر 1393 15:30
برای دیدن نگاره در اندازه درست روی آن کلیک کنید

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

دیروز و امروز تالش یکشنبه نهم آذر 1393 12:1

دیروز و امروز تالش

مترجم:مجتبی جوان

Mojtaba.javaan@gmail.com

منتشره در: ماهنامه تالش-  شماره 73- آذرماه 1393

اشاره:

«نوشتاری که پیش رو دارید از سایت  (UNPO) یا Unpresented Nations and People Organization، سازمان ملتها و اقلیت های غیر رسمی  برای شما خوانندگان گرامی ترجمه شده است.این مرکز در سال 1991 در شهر لاهه توسط پانزده عضو اصلی تاسیس شده است.این سازمان اهم فعالیت هایش در جهت حقوق بشر،دموکراسی و مسائل مربوط به اقوام و افرادی است که دسترسی کافی به منابع درخور خود ندارند.

در این مقاله سعی شده زندگی مردم تالش مورد توجه قرار گیرد و بیشتر مطالب آن پیرامون تالشان جمهوری اذربایجان است که در خلال آن برخی موارد را می توان به کل قوم تالش در دو سوی مرز تعمیم داد.

امیدوارم که خوانندگان عزیز از خواندن آن لذت ببرند و مورد استفاده دوستداران تالش باشد. لازم به توضیح است که تمام مطالب این  نوشتار نشان دهنده دیدگاه مترجم نمی باشد.»

 

------

در این نوشتار نگاهی خواهیم داشت به پیشینه تالش بعنوان  ملتی مستقل همچنینی درامدی خواهیم داشت بر مشکلات کنونی،چالشها و فعالیتهایی که باید در آینده در جهت افزایش توان فرهنگ مردم تالش صورت گیرد.

تالشها یکی از ملل شمالی ایران هستند که در سواحل جنوب غربی دریای کاسپین زندگی می کنند و از نظر انسانشناختی در گروه قفقازی های جنوب اروپا قرار میگیرند.سرزمین مردم تالش «تولیش» به دوقسمت در دو کشور آذربایجان و ایران تقسیم شده.در جمهوری آذربایجان تالشها بصورت فشرده در  پنج منطقه جنوبی مستقرند:لنکران،آستارا،لریک، ماسالی و یاردیملی و همچنین در شهرهایی بزرگی مثل باکو وسومقاییت.

در ایران آنها در استان گیلان ساکن اند و در این استان در شهرهایی نظیر آستارا،ماسال،صومعه سرا،ماسوله،فومن،جوکندان و ... سکونت دارند در حالیکه تعدادی از مردم تالش در استان اردبیل نیز وجود دارند.از لحاظ جغرافیایی محل زندگی  تالش ها در سرزمین های پست تالش(لنکران) و همچنین رشته کوههای تالش قرار دارد. رودخانه ویلیاش بعنوان مرز تالشان در شمال و در جنوب مرز تالشان با سفید رود شناخته می شود و در غرب منطقه شان  محدود می شود به رشته کوههای تالش.
اطلاعات دقیق و تایید شده ای از جمعیت حقیقی تالش ها وجود ندارد.سرشماری عمومی 1999 تعداد تالشان جمهموری آذربایجان را 76.8 هزار نفر و تالشان ایران را 100 هزار نفرقلمداد می کند در حالیکه یک پژوهش که در پنج منطقه تالش نشین آذربایجان توسط آمریکایی ها صورت گرفته تعداد کسانی که به زبان تالشی تکلم می کردند را 500 هزار نفر اعلام می دارد. به نظر می رسد حدودا همین تعداد نیز در دو شهر باکو و سامقاییت ساکن باشند(به ترتیب 300 هزار و 200 هزار نفر)همچنین به نظر می رسد بیش از نیم میلیون تالش در ایران زندگی کنند که در این صورت تعداد تالش ها حدود 2 ملیون نفر باید باشد.

تالش ها فرزندان مردم باستانی ماد هستند که در تالشی به آنها میادو و در زبان یونانی میدیا می گویند.مادها پدید اورنده  تمدن معروفشان در اوایل تاریخ بشری بوده اند.

ماد در افق تاریخی هزاره اول پیش از میلاد ظهور پیدا میکند واولین بار در وقایع تاریخی آشور سده نهم پیش از میلاد  به میان می آیند که شلم نصر سوم کشور آنان را آمادای  می خواند. بعدها ما زمانی نام آنها را در تاریخ  با عناوینی چون ماتای یا مادای می شنویم که پادشاهی سکاها را در اواخر سده هفتم پیش از میلاد از بین برده و بر آشوری ها در سال 616 پیش از میلاد چیره  شده و در این زمان ماد تبدیل به قویترین دولت خاور میانه می شود. در پایان سده 8 میلادی و آغاز سده هفتم مادها توانستند ماننا،اورافتا و پادشاهی سکاها را اشغال کنند. مرز دولت ماد از آسیای میانه در شرق به رودخانه هالیس(قزل ایرماق امروزی در کشور ترکیه-مترجم) در غرب و در شمال تا نزدیکی کولخیدا امتداد می یافت.

ماد مرکز فرهنگی و مذهبی تمدن ایران شده بود و این تمدن تاثیرات شگرفی بر همه مللی که در سرزمین های کوهستانی ایران و ورای آن زندگی می کردند گذاشت تا جاییکه مفاهیم مذهبی - فلسفی مادها حتی سهمی در یهودیت، مسیحیت بدوی و فلسفه یونان داشت.

در سال 553 پیش از میلاد مسیح، پارسیان تحت لوای کورش بر ضد آستیاگ(حاکم ماد) به پا خواستند و در 550 پیش از میلاد وی را شکست دادند. اکنون دیگر قدرت این دولت در دستان کورش بود. او همه عناوین پادشاهی ماد را از آن خود کرد.

سلسله هخامنشیان در اول اکتبر 331 پیش از میلاد در جنگ گواگاملا با پیروزی اسکندر مقدونی بر آنان برچیده شد که ماد ها در این نبرد با اتحاد با کادوسیان وآلبانی ها تحت رهبری ساتراپ اتروپاتا  (در سپاه ایران) شرکت داشتند.امپراتوری هخامنشی این چنین از هم پاشید.

بعد از مرگ اسکندر،اتروپات تنها حاکم باقی مانده ماد کوچک بود،که اترواتنا خوانده شده.

علیرغم وجود هرگونه نوشتاری از زبان مادی ما میتوانیم اذعان کنیم که بر اساس شواهد موثق تاریخی هنوز زبان مادی وجود دارد و میتوانیم آنرا به خانواده گروه  زبان های شمال غربی ایران مربوط سازیم. بر اساس چنین دیدگاهی،این زبان قرابت بیشتری با زبان اوستای مقدس دارد تا با زبان فارسی کهن.مردمی که به این زبان سخن می گویند، بدون شک میتوانندمردم ماد-اتروپاتانی نامیده شوند چرا که منابع تاریخی آنها را ماد-اتروپاتانی می نامند .

این پژوهش مدعی است که نمونه های نوشتاری زبان ماد یافته نشده اند.از این رو این تحقیق درباره زبان تالشی نا رساست.بی شک پژوهش های دوران آینده قادر خواهد بود تا واژگان بسیاری در نزدیکی با زبان مادی یا حتی واژگان اصیل باقی مانده از زبان مادی را بیابد.

در بحث مشخصات عمومی پدیده آتروپاتنا یکی از مهمترین مسایل توجه به پیدایش تعریف «آذربایجان» در کنار سایر عوامل قومی- فرهنگی،سیاسی- اجتماعی مربوط به دوره تاریخی آتروپاتان در سرزمین مادری مان است.در اینجا ریشه های ملیت آذربایجان و آذربایجانی باستان،آتروپاتنا و مردم قرار دارند. نام آذربایجان بر اساس همین ترجمان است که در واقع ازواژه آتروپاتکان رشد کرده است.

واژه آترپاتکان به معنای «سرزمین آتش» نیست که به اشتباه به آن شناخته می شود بلکه به معنای «سرزمین متعلق به آتروپات» می باشد.این امر مطابق رشد تاریخی زبان تالشی  بوده و عموما شامل جاینام های(جای+ نام،بررسی اماکن و نام آنها با توجه به قراین و مدارک-مترجم) جدید زبان تالشی می شود.

نام آتروپاتکان با صدای (ا) در هجای دوم در قرون وسطا شکل گرفت و اشکال مختلف تاریخی دارد(آدربیگانا،آدربادگانی،آدربایگان،آدربایجان،آذربایجان و غیره) و مسلما امکان تغییر هجای (و) و در نتیجه تغییر این واژه از آتورپاتکان  درشکل  زبان پارسی میانه خود وجود دارد.

برای ریشه واژه آترپاتاکان ما مجبور به بررسی گویشهای زبان مادی خواهیم بود.این جاینام شناسی همانگونه که پیشتر اشاره شده به معنای «سرزمین متعلق به آتروپات» است و شامل ریشه (آترپات) و پسوند (اکان)که توسط استرابون نیز تایید شده می باشد. استرابون می نویسد که آتروپاتن میدیا نامش را از فرمانده ارتش بنام آتروپات دارد(کلمه آترپاتاکان در تالشی به شکل آتروپاتکجان به معنای خانه یا سرزمین آتروپات است).

ما نقش و اهمیت سایر واحدهای قومی و دیگر اقوامی را که در آن زمان در این سرزمین زندگی می کردند نادیده نمی گیریم بلکه مهمترین نقش را در شکیل گیری پروسه قومی متعلق  به مردم ماد می دانیم.طبق گفته استرابون مردم ماد معلمان پارسیان و ارمنیان بوده اند.

در سده دوم پیش از میلاد سلسله ارشکی(اشکانیان) در ایران برای 500 سال پایه گذاری شد.آنان از پارت آمده بودند و پارت نام محلی بود در  نقطه جنوب شرقی در اطراف دریای کاسپین.مردمی که در این منطقه زندگی می کردند به زبان های مختلف ایرانی سخن می گفتند اما نزدیک به هم بودند.استرابون در مورد آنها می نویسد:از ارومیه تا باکتریا آنها یک زبان دارند. زبان پارتی ها از گروه زبان های ایرانی است همانند اوستایی و تالشی.

در دولت ارشکی،زبان پارتی نزدیک مادی، زبان رسمی شد و در سده سوم پیش از میلاد دودمان ارشکی برچیده شد.حکومت ساسانی که از پارس آمده بود حاکمان جدید آنجا شد.

پس از سقوط دولت ساسانی، آتروپاتنا بخشی از سرزمین خلافت عربی شد اما مردم محلی خیلی زود اسلام را نپذیرفتند.بخشی ازاین مردم به هند مهاجرت کردند و گبر شدند و بخاطر همین ها ما امروزه اوستا را می شناسیم.

در سده نهم، بزرگترین شورش با رهبری بابک (در تالشی پوپوک) بر ضد مهاجمان عرب آغاز گردید و پس از 20 سال این شورش با بی رحمی سرکوب شد.

چندین دژ تالشی یا بقایای آن از آن زمان هنوز بر جاست. احتمالا ارگ اصلی بابک بیاز(/بی آز/بیازین) در کوهستانهای نزدیک به روستای بیاز باشد.این سکونت گاه در کوهستانهای صعب العبور منطقه لریک جمهوری آذربایجان قرار دارد.

منطقه تالشان

(پتانسیل های طبیعی و اقتصادی)

منطقه تالش نیمه گرمسیری است، که در این اقلیم ابریشم،اقاقیا،درخت آهن،بلوط و شاه بلوط در جنگلهای گسترده رشد می کنند. حتی شما می توانید خارپشت و پلنگ را در آنجا ببینید.

در یکی از بزرگترین پارک های ملی آذربایجان بنام «قزل آغاج» بیش از  دویست نوع از انواع پرندگان مهاجر را میتوان یافت مثل:پلیکان،قره قاز،اردک،فلامینگو،غاز،مرغابی و همچنین ماهیخوار.در پارک ملی هیرکان بسیاری از گونه درختان رطوبت دوست و گرما گرا شامل: درخت آهن،درخت آجیل،شاه بلوط،پنبه،توسکا و بسیاری دیگر می رویند.

در منطقه تالش،کشاورزی مختلط شامل کشاورزی و ترکیب باغ داری و صنعت نگهداری حیوانات بسیار رایج است.پرورش  و کشت و زراعت گیاهان زود بازده مانند برنج و چای از مشاغل اصلی مردم منطقه است.

دو منطقه نفت خیر دریای تالش(تالش دنیز) و دریای لنکران(لنکران دنیز) در منطقه نفت خیز خزر در جوار تالش قرار دارند.

ما چه میخواهیم؟

امروزه کشور آذربایجان با یاری کشورهای دموکراتیک در صدد شناخته شدن بعنوان یکی از اعضای مورد اعتماد خانواده اروپا ست و بر حسب تلاش ساختارهای اروپایی ،میزان ارزشهای دموکراتیک در بین مردم و زندگی سیاسی مردم آذربایجان بیش از همه برای اتحادیه اروپا مهم است.آذربایجان یک کشور چند ملیتی است و مبارزه برای دموکراسی و ارزشهای  اروپایی به این معناست که  می بایست توان بخشی مجدد و حمایتی از حقوق هر اقلیت و اکثریت قومی  در این کشور صورت گیرد.

آمار های رسمی به تعمد جمعیت تالشان این کشور را کم اعلام می کنند . بر اساس یک محاسبه درست جمعیت تالش ها یک و نیم میلیون نفر است و این در حالی است که دولت آذربایجان آنها را فقط 80 هزار نفر سرشماری می کند.

مردم تالش امکان تحصیل به زبان خود را ندارند وعلیرغم درخواست های روشنفکران تالش زبان تالشی تنها در مدارس ابتدایی (دوم و چهارم) و بعنوان دروس غیر ضروری و وابسته تدریس می شوند.هیچ دانشگاهی معلمان را برای تدریس زبان تالشی مهیا نمی کند.

مردم تالش فاقد رسانه های جمعی مستقل خود هستند.تنها یک مجله(ماهنامه) و فقط 15 دقیقه برنامه رادیویی در هفته برایشان وجود داد.

تاریخ،فرهنگ و زبان تالشان در پژوهش ها موضوع مهمی به حساب نمی آید.


ما متقاعد شده ایم که بدون راه حل مناسب برای این مشکلات آذربایجان چنانکه میخواهد نمی تواند به دولتی یکپارچه و کاملا دموکرات تبدیل شود .بر این اساس و با راهنمایی (پیمان حمایت از حقوق اقلیت مردم) و سایر اسناد مهم بین المللی ما درخواست می کنیم:

 

- زبان تالشی یک موضوع مهم دربرنامه آموزشی مدارس متوسطه و دبیرستان ها در مناطق تالش نشین قلمداد گردد.

- رشته آموزش معلم برای زبان تالشی در موسسات و دانشگاههای آذربایجان تاسیس شود.

- کتب درسی  «زبان تالشی» در مدارس اماده و تدریس شود.

- دردانشگاه های باکو و لنکران دپارتمان زبان و تاریخ تالش افتتاح گردد.

- در مناطق تالش نشین کانال های رادیویی و تلویزیونی افتتاح شود .

- سرشماری منصفانه در آذربایجان بمنظور بازیابی حقیقت تاریخی درجمعیت تالش های صورت گیرد.

 

منبع:

http://www.unpo.org/content/view/3910/236/

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

ماهنامه تالش- 73 شنبه هشتم آذر 1393 15:25

 

 

در این شماره می خوانید : 

یادداشت های سردبیر - ش . آ - ص 5 

فرازهایی از زندگانی حاج عبدالله سکوتی اسلامی - توحید خاکپور عنبرانی - ص 6 

شرحی درباره یک عکس تاریخی - احمد یاسمی - ص 8 

بنشسته در گوشه - سلمان بهارستانی - ص 9 

سیمای میرزا کوچک خان در منظومه تالشی فرامرز مسرور ماسالی - پروانه قلیزاده - ص 10 

دیروز و امروز تالش - مترجم : مجتبی جوان - ص 14 

خانه عکس و استاد تالش - ص 16 

موعلم و شگرد - مقصود بهشتی جوکندان - ص 17 

توریست پذیری در مناطق تالش نشین - متین رجبی - ص 18 

آستارا قلب تالش بزرگ - ضیاء طرقدار - ص 19 

شنیده ایم که ... - ص 20 

ور وار پشته پشته - سید مومن منفرد - ص 21 

لالایی مادران تالش - سید مومن منفرد - ص 21 

از رضوانده دیروز تا رضوانشهر امروز - مسعود محمودی - ص 22 

بازتاب - ص 24 

تالشی شاعیرون نه - ص 26 - 27 

دوبیتی های تالشی شاندرمنی - فرزانه قربانی - ص 28 

تالشی خبره - ص 29 

پیامک های شما - ص 30

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

گپی پیرامون خبرنگاری در تالش چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 13:56

گپی پیرامون خبرنگاری در تالش

مجتبی جوان

Mojtaba.javaan@gmail.com

مقوله خبرنگاری یا درست تر آن ،خبرنگاری حرفه ای( ژورنالیستی) مقوله است که هیچگاه در تالش بصورت حرفه ای صورت نگرفته است و نطفه آن از زمانی شکل گرفته که نشریات محلی گیلان و تالش به مقوله تالش پرداخته اند از اینرو بر حسب میل باطنی و علاقه به نویسندگی عده ای از اهالی تالش روی آورده اند به انشاء آنچه در ذهن خود داشته اند اما هیچیک از این اشخاص کوچکترین سررشته ای از آن نداشته و اصولا نباید اینان را خبرنگار نامید.

خبرنگاران حرفه ای در دانشگاه و محل خدمت و کارشان به عناوین گوناگونی تربیت می شوند. عده ای آنها تربیت می شوند تا با تحقیقات میدانی سوژه مورد نظر را بررسی نمایند،عده ای از خبرنگاران تربیت میشوند تا صرفا به جهت ژورنالیستی خبرنگاری بپردازند که این خبرنگاران عمدتا در بخشهایی اجتماعی و تاریخی فعالیت دارند و با بررسی اخبار،پزوهش دیگران و عموما منابع مختلف نسبت به تحریر یا تفسیر خبر اقدام مینمایند.در این میان عده ای نیز بر حسب پیشه یا تحصیلات خود اقدام به نشر مقاله یا تفسیر مقالات دیگران می کنند و دستی بر قلم دارندکه اینان را نمیتوان خبرنگار نامید چرا که این افراد با توجه به دانش خود در یک چیز خاص اقدام به نشر ایده های خود مینمایند مانند استاد فیزیکی که اقدام به تحریر و نشر نظریات خود در نشریات مینماید.

اکثر نویسندگانی که در تالش هستند با دید محدود چه از لحاظ جغرافیایی و چه از لحاظ اجتماعی و تاریخی به مسایل مینگرند.مثلن کسی که در اسالم است فقط اسالم را میبیند و می نگارد،کسی که در هشتپر است و همچنین ماسال و رضوانشهر و ... . این ها همه ضعف یک کار برای حرفه ای شدن است. حرفه ای شدن در هر امری باید گونه ای باشد که شخص تمام زندگی و روح وکالبدش را در آن راه گذاشته از آن ارتزاق کرده و خود موجب تعالی ان شود.

امید که دوستان متخصص و علاقه مندان به خبرنگاری و نویسندگی در تالش سعی کنند فراتر از محدودیتهای جغرافیایی به مسایل بنگرند و امید که همه بتوانیم باهم در این امر به یکدیگر کمک کنیم و استادان بزرگ که در تالش تعدادشان کم هم نیست بسمت مقوله تالش پژوهی گرایش پیدا کنند تا شاگردانی چون من از آنها بهره مند گردیم.

 

19 مرداد ماه 1393

منبع: ماهنامه تالش
نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

تالش همیشه زیبا- ییلاق سله پشت سه شنبه ششم آبان 1393 11:59

تالش

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

جستاری نو درباره کادوسیان سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 13:39

جستاری نو درباره کادوسیان

ترجمه :مجتبی جوان

Mojtaba.Javaan@gmail.com

منتشره در ماهنامه تالش- شماره 64-اسفند 1392


اشاره:

آنچه در این نوشته خواهید خواند در واقع مطالبی است که در چند پایگاه علمی و به زبان انگلیسی مشاهده نموده ام و شاید برای همه قابل دسترسی نباشد.بنابراین بر آن شدم آنها را ترجمه کرده و در اختیار شما عزیزان قرار دهم.

البته در ادامه مقاله و در قسمتهای آینده گریزهای دیگری در تاریخ تالش خواهم داشت و سعی خواهم کرد مطالب متنوعی برایتان فراهم سازم.

امیدوارم پس از خواندن آنها نظرات مثبتی درباره شان داشته باشید.

دانشنامه آزاد ویکیپدیا

ویکی پدیا را میتوان در واقع مطلبوبترین تارنما برای کسانی دانست که در فضای مجازی دنبال مطالبی نسبتن موثق و قابل اعتماد هستند این سایت ذیل واژه کادوسی (Cadusii)چنین توضیح داده است:

«کادوسها در جنوب غربی دریای کاسپین در منطقه کوهستانی آذربایجان مادی،میان عرض های جغرافیای 39 و 37 درجه شمال زندگی میکرده اند و به همین دلیل این نقطه را کادوسیه خوانده اند.این منطقه از شمال به رود کورش )کورا) ودر جنوب به رود ماردوس (سفید رود امروزی) محدود می شود و تحت جغرافیای استانهای گیلان و اردبیل قرار گرفته است.استرابو آنان را قومی کوهنشین و جنگی می داند که عموما پیاده جنگیده و در استفاده از نیزه های کوتاه و پرتاب آن خبره اند.

ممکن است نام گلای که با کادوسی ها مستمرا در ایجاد نام ملی کادوسی برای این قوم در ارتباط بوده همچنان در گیلان امروزی وجود داشته باشد.آنچه میتوان با اطمینان گفت این است که هیچ حافظه ای از این مردمان در هیچیک از اسناد مربوط به خاور میانه موجود نیست و آنچه هست تنها از منابع یونانی و لاتین میتوان شناخت.

کادوسها و پارسیان: به نظر نمیرسد پذیرش کادوس ها برای پارسیان مشکل بوده باشد چراکه در واقع کادوسیان به زودی به یاران وفادار کورش بزرگ (559-529 پیش از میلاد مسیح) در مقابل مادها و سپس بابلی ها تبدیل شدند.

فرمانبرداری آنها بیش از یک امر ظاهری بوده چنانکه گزنفون میگوید که کورش یکی از فرزندانش بنام تناکسراروس (احتمالا همان بردیا) را به ساتراپی کادوسیه فراخواند.اما در زمان داریوش بزرگ که کنترل تمامی منطقه را در اختیار داشت به نظر از کادوسیان شکست هرچند اندک خورده چراکه در هیچیک از اسناد پارسی یا در هیچ کجا از هرودوت خبری از کادوس ها تحت لیست مردمان یا سرزمینهای تحت قیومیت این امپراتوری وجود ندارد.

در سالی که تاریخ آن به درستی روشن نیست به نظر میرسد که داریوش دوم بر آنها چیره شده و احتمالا{ پس از آن کادوسیه}به ساتراپی ماد یا هیرکانیه ملحق شده است.این امر را میتوان از آنچه در سال 406 قبل از میلاد اتفاق افتاده دریافت که کورش کوچک فرزند داریوش دوم (423-404 قبل از میلاد مسیح) با اردوکشی به رهبری خود طغیان کادوس ها را فرو نشانده است.

لشگر کشی داریوش به نظر موفق بوده چرا که سه سال پس از ان کادوسیان تحت لوای اردشیر دوم (404-358 قبل از میلاد مسیح) بر علیه کورش جنگیدند اما اطاعت آنها از اردشیر دیری نپایید.

در سالهای 358 و 385 قبل از میلاد مسیح می بینیم که {کادوس ها} دست به شورش می زنند.اولین شورش آنها بوسیله همان اردشیر با توسل به یک ارتش قوی درهم می شکند. تریبازوس که با نیرنگهای جنگی خود نقش کلیدی در پیروزی بر این گونه شورش ها داشت بیش از پیش خود را به شاه نشان داد.شخص دیگری که در چشم پادشاه درخشید داتام بود که کم کم به یکی از ژنرال های معروف پارسی مبدل گشت.

مناقشه سال 358 در زمان اردشیر سوم آخرین منازعه بزرگ بین کادوسیان و پارسی ها بود که پس از آن کادوسها تا آخرین سال این امپراتوری مطیع بودند.

اهمیت این نبرد از آن جهت است که فرصتی مناسب در اختیار کودومانرس فرمانده پارسیان قرار داد تا بتواند خود را دریک نبرد نفر به نفر با حاکم کادوسیان به رخ بکشد. نبردی که جاده پیش روی او را به تاج و تخت هموار ساخته و وی را تبدیل به داریوش سوم گردانید.(336-330 قبل از میلاد مسیح)

اسکندر مقدونی و پس از آن: در شکست شرق (ایران) از اسکندر مقدونی ، کادوسیان تا پایان تلخ داریوش سوم به وی وفادار بودند که در تاریخ از نبردهای سواره نظام انها در گوگامالا (331 قبل از میلاد مسیح) در مقابل اسکندر و همچنین ازآماده کردن نیرو و فرستادنشان برای تقویت قوای شاه بزرگ پس از این نبرد خوانده ایم. اما نهایتا آنان توسط ژنرال اسکندر مقدونی بنام پارمینون مقهور شدند.

در جنگهای بعدی شرق آنها عموما وفادار به یک طرف جنگ معرفی می شوند.پس از فروپاشی امپراتوری اسکندر آنان بخشی از امپراتوری سلوکیان می شوند که در این باره در تاریخ چنین میخوانیم که در نبرد راپیا در مقابل مصریان برای سلوکیان می جنگند(217 پیش از میلاد مسیح).

نام انها با آنتیوخوس سوم(223-187 پیش از میلاد مسیح) که به آزیوم به آخائیه مامور می شوند مشهود است و سلوکیان مردمان بسیاری را بدین شکل به جاهای مخلتف گسیل داشته اند.

پیروزی رومی های قدرتمند در مگنزیه در واقع شروع تجزیه قدرت سلوکیان و فروپاشی  تمامی قدرتهای شرقی بود.از این زمان از تاریخ کادوسیان کمتر می دانیم که غالبا توسط پارتی ها بیان شده چنانکه متحد ایشان مارک آنتونی در سال 36 برای  لشگر کشی  در مقابل پارتها با آنها  ملاقات کرد و دو قرن پس از ان کاردکالا در سال 216 در لشگر کشی مجدد با کادوسیان هم پیمان شد. صرف نظر از نامه ساختگی حاکم کادوسیان به پادشاه پارت در سال 260 این در واقع آخرین منبعی است که درباره کادوسیان بعنوان مردمی موجود سخن به میان می آید چرا که به نظر می رسد آنان تدریجا با سایر اقوام کاسپین ادغام شده اند.»

 

ایرانیکا

ایرانیکا یکی از بزرگترین و جامع ترین منابع ایران شناسی ای است که تا به امروز شاهد آن بوده ایم.پایه گذار آن دکتر احسان یارشاطر از ایران شناسان بنام جهان است که با بودجه 2 میلیون دلاری در سال 1347 آغاز گردید.امروزه برای پژوهشگران تاریخ ایران مراجعه به نسخه آنلاین آن امکان پذیر است چرا که هم اکنون محل استقرار آن ایالات متحده است.

رودیگر اشمیت در ذیل واژه کادوسی (Cadusii) در ایرانیکا چنین مینویسد:

«کادوس ها قومی ایرانی اند که بر طبق نوشته های استفان بیزانتیوم در میان دریای کاسپین و دریای سیاه و بر طبق نوشته های استرابو در کرانه جنوب غربی دریای کاسپین و جنوب ارس،آلبانی در شمال و ماردی در شرق، در بخش کوهستانی ماد شمالی و در محدوده پدشخوار ساکن اند.

واژه کادوس معمولای با گلای، امردی،ویتی و آناریاکائه و غیره ذکر می گردد و بعنوان مردمی پرشمار، عشایری و یاغی از آنان یاد می شود. استرابو همچنین یاد آور می شود که مارک آنتونی در لشگر کشی خود علیه پارتها دریافت که کادوسیان نیزه اندازان و پیاده نظامانی قهار اند بنابر این همکلام با گزنفون او نیز آنها را مردمی پیکار جو می خواند.

نظریه پردازان غیر ایرانی همچنین نظریه پردازان ترک و یا مردم تاتار به نظر از دایره شناختن آناریاکائه خارج شده  اند چراکه استرابو و سایرین بر خلاف انها درکنار کادوسیان از آنان نام میبرد و باتوجه به واژه شناسی نام این قوم چنان که پیداست باید غیر آریایی باشند.

در هیچ کجای منابع ایرانی قدیم از کادوسیان نامی به میان نیامده بنابراین ما، شکل صحیح نام شان و حتی اینکه به کدام ساتراپی تعلق داشته اند را به درستی نمی دانیم(شاید ماد و شاید هیرکانیه).همچنین هیچگونه شواهدی از خاور نزدیک دال بر تعریف کونیگ (Konig) با حروف مشخص لاتین(در واقع معادل پارس قدیم،ماچیکا) وجود ندارد که بگوید این ساختار از لحاظ زبانشناختی و از لحاظ ظاهری نادرست است.

گفته شده کادوسیه توسط پادشاه افسانه ای آشوری،نینوس به تسخیر در آمده است.

 روشن است که کادوس ها در زمان حکومت مادها تونسته اند استقلال خود را حفظ کنند وحتی چنانکه ذکر شده  - زمانیکه یکی از پادشاهان پارس بنام پارسونداس (داماد شاه پارس) آنها را مجبور به جنگ با مادها نمود- توانسته اند در زمان حکومت تئوس مادها را در هم شکنند.

از آن پس کادوسیان هیچگاه مطیع پادشاهان مادی نشده اند و چنانکه ذکر شده داوطلبانه مطیع کورش بزرگ شده اندو بر اساس نوشته های گزنفون زمانیکه وی در حال مرگ بوده فرزند کوچک خود تناکسراروس را ساتراپ ماد،ارمنیا و کادوسیه میگرداند.

کادوسیان به نظر می رسد مشکلات دائمی با حکومت مرکزی داشته اند. از یک شورش در سال 405 پیش از میلاد، نزدیک پایان سلطنت داریوش دوم خبر داریم که تا شورش کورش ادامه می یابد بعلاوه چندین طغیان دیگر.همچنین شواهدی از لشگر کشی اردشیر دوم به کادوسیه در زمان شورش ساتراپی ها حدود سال 380 پیش از میلاد وجود دارد که این لشگر کشی به واقع یک شکست مفتضحانه بود و تنها مذاکرات دیپلماتیک ساتراپ تریبازوس با پادشاه و با پای پیاده، عقب نشینی شان را ممکن ساخت.

داریوش سوم ساتراپ ارمنیا را پس ازلشگر کشی و شکست دادن کادوسیان در یک شورش در سالهای نخستین حکومت اردشیر سوم تاسیس نمود.

کادوسیان همراه با مادها و سایر قبایل شمالی در ارتش داریوش سوم و در مقابل مقدونیه در نزدیکی اربلا گوگامالا صف آرایی نمودند که ترکیب قومیتی این ارتش در منابع بصورت مختلف آمده است.

 

کادوس در باستان شناسی (کریستیان کنراد پیلر)

طبق نوشته نویسندگان کلاسیک، منطقه جنوب غربی دریای کاسپین محل اقامت قوم بزرگی است بنام کادوسیان.در زمان هخامنشیان درگیرهای بسیاری بین نیروهای پارسی و کادوسیان پیکارجو رخ داد که یکی از مهمترین آنها شکست اردشیر دوم در سال 308 پیش از میلاد بود.

طبق نظر باستانشناسان آنچه از فرهنگ و امکانات تالش و گیلان در دوره های هخامنشی میدانیم اندک است و در همین اواخر تنها چیزی که از انها در جنوب گیلان بدست آمده که میتوان آن زمان یعنی بین قرون 4 تا 6 پیش از میلاد نسبت داد تعدادی دفینه است هرچند باستانشناسان ایران کاوشهای بسیاری در گورستان های  بیشمار مربوط به عصر برنز و اهن در تالش انجام داده اند که برخی از این دفینه ها و گورستانها در سایتهای نظیر مریان،میان رود و وسک را به جرات میتوان به دوران هخامنشیان نسبت داد.با توجه به این داده ها، عصر چهارم آهن را میتوان به فازهای بعدی و گوناگون دیگر طبقه بندی نمود.

انسان شناسی

از منظر مطالعات انسان شناسی این قوم متعلق به تیره بالکانی- قفقازی از نژاد اروپایی و با توجه به ساختار ژنتیکی از NYR-Y-DNA قرابت چشمگیری با همسایگان شرق نزدیک خود در نشان های نژادی J2 دارند که با ظهور و گسترش کشاورزی در عصر نوسنگی شرق نزدیک در یک چهارم نمونه ها یافته شده است.در طبقه نژادی دیگر، گروه نژادی R1 در یک چهارم و یک دوم موارد قابل تعمیم است در حالیکه رابطه R1A1 با مردم هند و ایرانی اوراسیای جنوبی و مرکزی مربوط است که در مواردی به کمتر از 5 درصد می رسد.

گروه نژادی   G نیز موقعیت مشابهی دارد اما در عوض گروه نژادی K در میان مردمان تالش جنوبی از درصد بالایی برخوردار است در حالیکه بر خلاف آن در تالش شمالی به صفر درصد می رسد.

منابع:

http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Cadusii&oldid=208624300

http://www.iranicaonline.org/articles/cadusii-lat

http://www.academia.edu/3537542/The_Cadusii_in_Archaeology_Remarks_on_the_Achaemenid_Period_Iron_Age_IV_in_Gilan_and_Talesh

 

http://aratta.wordpress.com/2013/11/page/5/

i

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

تالش همیشه زیبا- ییلاق شکر دشت چهارشنبه دوم بهمن 1392 11:49



Talesh first of all needs it's own children care about their motherland and study the history to find out what really has happen to them.To be aware of this fact we should try to declare the history of our land to others to maintain these studies updated and modern.Talesh in the history is know as Cadusii and Talesh people now have two kind of writing forms for their own. Northern Talesh people who live in Republic of Azerbaijan use writing language as their official form of their country and in Iran there is same story but both parts have only one dialect.
We here in the weblog will try to share all the information we know of Talesh in both English and persian language .

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

آسیبها و چالش های تالش شناسی یکشنبه بیست و دوم دی 1392 10:55

آسیبها و چالش های تالش شناسی


بخش دوم و پایانی: فرهنگی و اجتماعی

مجتبی جوان (تعطف طولی)

Mojtaba.Javaan@gmail.com

 منتشره در: ماهنامه تالش- شماره 63-دی ماه 1392

 

نگاه نقادانه به مقوله فرهنگ به کل امری نسبی ، سلیقه ای و سطحی است و معیار فرهنگی و اجتماعی هر جامعه ای با تعاریف خاص همان جامعه قابل انطباق است.تطبیق نسبتها،ارزشها،هنجار ها، تعاریف و ساختارهای فرهنگی و تاثیراتی که فرهنگ بر اجتماع و متقابلا اجتماع بر فرهنگ میگذارد نیز از منظری قابلیت کنکاش را دارد. لذا با دانستن این کلیت میتوان گفت وارسی ساختارهای فرهنگی یک جامعه، آنهم از نوع سنتی نیازمند استفاده از دانش های روز و اطلاعات بومی است. با توجه به این مهم، بررسی معضلات فرهنگی و اجتماعی گریبانگیر تالش شناسی در این جستار خالی از اشکال نخواهد بود.

یکی از مهمترین چالش های فرهنگی که در بحث تالش شناسی با آن مواجه هستیم سطحی نگری است. همانطور که میدانیم با گذشت یکی دو دهه از شروع فعالیتهای جدی تالش شناسی امروزه شاهد بروز رشد خاصی در این بین هستیم که نقطه مثبت این امر در این است که تالش شناسی به مشغله ای عرفی و عمومی مبدل گشته است. یعنی دیگر تنها در انحصار کسانی که قلم میزنند و پژوهش میکنند نیست و امروزه هر دانشجوی تالش زبانی در پی جستجوی تاریخ و جغرافیای فرهنگی قوم خود است.صرف این مسئله گاه میتواند بسیار سودمند و گاه بسیار مخرب باشد.مفید بودن آن از این جهت که موجب فتح بابی در این مورد در بین اقشار مختلف قوم تالش شده و جنبی تخریبی آن از جهت همین مطالعات سطحی است.

متاسفانه تالش دارای رسانه دیداری و شنیداری خاصی نیست و تنها از طریق نشریاتش و چند وبلاگ و سایت که غالب آنها نیز دچار ورطه سطحی نگری اند اداره می شود.کسی نیست به خود بگوید چرا من نباید تخصصی مثلا به تاریخ تالش آنهم با استمداد از منابع موثق بپردازم.نشریات تالش متاسفانه کم کم در خود تالش رنگ باخته اند و آنچه در آنها میبینیم فعالیتهای پوپولیستیکی است که صرفا در پی جذب مخاطبان است و بحث و نقدی در آنها وجود ندارد و فقط آنچه از لابه لای کتابهای نیمه تاریخی کسب میکنند عینا آنجا می آورند.یکی از محققانی که دین بزرگی بر گردن هر تالش زبانی دارد آقای علی عبدلی است که با نقد و مطالعه همه کتابهای تاریخی در پی حقیقت است. برای یک محقق در پی حقیقت بودن مهمترین وجه پژوهش اوست.ایشان تنها محققی است که در تالش شناسی به این امر توجه کرده است.

کنت دوگو بینو در کتاب خود ( سه سال در ایران) نوشته های جالبی در مورد ایران دارد از جمله او می گوید« توده ایرانی مطلقاً داناست و علاقه مفرطی به تاریخ کشور خود دارد. من این علاقه را در هیچ یک از ملل جهان ندیدم ... ناگفته نماند ملت ایران فقط خواهان سرگذشتهای تاریخی کشور خود است و مثلا علاقه به تاریخ فرانسه و یا آلمان ندارد و هر چه در این خصوص برای او حکایت کنید در خاطرش نمی ماند و حتی از شنیدن آن کسل می شود»

 

از نظر مالی هم اگر بخواهیم به نشریات فعال در حیطه تالش بنگریم بی شک با فعالیتهایی مواجه خواهیم بود که برای زنده نگه داشتن این نشریات توسط گردانندگانشان صورت می گیرد. گاه این فعالیتها حتی زندگی شخصی آنان را با مشکل مواجه میسازد. تعداد تیراژ و خوانندگان این نشریات در تالش بسیار محدود است و این موجب میشود هیچیک از این نشریات قادر نباشند کیفیت و کمیتهای چاپی خود را ارتقا دهند.

تعمیم این مسئله به تمامی نشریات تالش قابل تصور است و گاه این نشریات تا بدان جا میروند که به ناچار برای جذب مخاطب و خواننده در مورد شهرهای مجاور غیر تالش نیز مطالبی را انتشار دهند که این امر خود برای یک نشریه که درباره تالش شناسی فعالیت میکند کاری بسیار مخرب و موجب کاهش خوانندگانش می شود.

نبودن چاپخانه های قوی در سطح شهر هشتپر و یا سایر نقاط تالش که بتواند از این نشریات حمایت کرده و با مخارج انها کنار بیاید نیز به این  قضیه دامن زده است تا کیفیت این نشریات که گاه در حد نشریات دانش آموزی داخل مدارس هست نتواند بهتر باشد.

به نظر بنده تعداد محققان تالش شناسی و تعداد خوانندگان مطالب تالش شناسی در یک اندازه است و این تنها دلیل اش عمومیت تالش شناسی است و همانگونه که اشاره شد این عمومیت باعث می شود با این مقوله چندان تخصصی برخورد نشود.البته برخورد تخصصی با تالش شناسی باعث شد یک عده از همین کسانی که پیگیر این امر اند کسل شده و بصورت تخصصی نتوانند پیگیر آن باشند. مثلا بررسی تالش  در دوره اول یا دوم زمین شناسی یا رابطه آن با چگونگی زندگی،یکجا نشینی و نشانه های توپوگرافی منطقه حتما برای همه خوشآیند نخواهد بود ولی به محققان و جغرافی دانان نشان خواهد داد که در این زمینه ها در تالش کار شده و آنها را ترغیب به فعالیت و پژوهش های بیشتر و بنیادی تر در این نقطه ایران خواهد کرد.

در هشتپر یک کتابخانه وجود دارد که متاسفانه هم ناشران و نویسندگان تالش و هم گردانندگان نشریات تالش بدان توجهی نمی کنند. نویسندگان یا ناشران میتوانند چند جلد از کتابهای خود را به کتابخانه ها هدیه دهند و حتی ادارات تالش هم میتوانند اقدام به خرید کتابهای تالش شناسی نمایند. نشریات تالش نیز میتوانند با هدیه دادن چند شماره با این کتابخانه ها از خوانندگانشان بخواهند به کتابخانه رفته و مجلات آنها را مطالعه نمایند. یقینا این کار نه تنها از تعداد  خوانندگانشان نخواهد کاست بلکه بر تعداد آنان می افزاید.

انفعال فرهنگی موجود و فاصله بین محققان تالش شناس موجب ضربه شدیدی به این بخش است. پژوهشگران تالش شناس میتوانند بصورت خود جوش از اداراتی مانند ارشاد اسلامی درخواست کنند تا هرچند وقت با همکاری آن اداره گردهمایی یا همایشی را ترتیب دیده، از امکانات  ساختمان اداره بهره ببرند و از اساتید تالش و غیر تالش جای جای ایران بخواهند در آن به سخنرانی و ارایه مقاله بپردازند.این امر به پویایی تالش شناسی کمک شایانی خواهد نمود.

دور بودن بسیاری از تحصیلکردگان و پژوهشگران از تالش نیز مزید بر علت است. دسترسی این افراد به منابع اطلاعاتی و فرهنگی تالش محدود است و بر حسب جبر جغرافیایی محل زندگی شان ناخود آگاه به ان سمت کشیده شده اند. عده ای از این افراد نیز به دلیل همین فاصله محیطی دچار یکنوع فاصله ذهنی نیز شده اند و به محض بازگشت به تالش بیاد می آورند از کجا آمده و کجا بوده اند و شکوفایی ذهنی و جسمی آنها را در بر می گیرد.

اگر توجه کنید دیگر مثل چند سال پیش شاهد فعالیتهایی چندانی در دانشگاههای تالش از جمله آزاد، پیام نو و علمی و کاربردی در مقوله تالش شناسی نیستیم. به نظر بنده ورود نسل جدید به دانشگاه که از کودکی با آنها تالشی صحبت نشده و به فارسی سخن گفته اند میتواند در این مورد دخیل باشد.شاید آنها مثل پدران خود شعف چندانی نسبت به تالش شناسی نداشته باشند و تفریحاتشان وبگردی و بودن در صفحات مجازی اینترنت باشد.نسل قبل باید بکوشد تمامی این اطلاعات با ارزش و غریب را به فرزندان خود بیاموزد تا انها هم به جستجوی حقیقت نایل آیند و در صدد شناخت قوم خود برآیند و این بدون ایجاد علاقه بی فایده خواهد بود.

بنده معتقدم با: تمرکز بخشیدن به پژوهش های تالش شناسی و هدایت آنها،ایجاد ارتباط قوی بین تالش پژوهان و دانشگاههای منطقه،برگزاری همایش های موثر و پویا و ایجاد صفحات مجازی پژوهشگران تالش شناس میتوان شروع خوبی را در این زمینه تجربه کرد

1-      تمرکز بخشیدن به پژوهشهای تالش شناسی و هدایت آنها

به نظر بنده نشریات تالش میتوانند به تحقیقات تالش شناسان هویت و تمرکز ببخشند.این نشریات با ایجاد صفحات تخصصی و حتی غیر تخصصی در کنار سایر صفحات نشریه و یا بصورت جداگانه میتوانند از پزوهشگران مطرح تالش شناسی که صاحب نظر باشند درخواست کنند به مقوله ها و ابعادی از تالش شناسی بپردازند که پیشتر به آن پرداخته نشده باشد. متاسفانه آنچه امروزی در بیشتر نوشته های پژوهشگران تالش شناس میبینیم دارای اشتراکات فراوانی است و این از امتیازات و بارهای علمی و اطلاعاتی مقاله شان می کاهد.نشریات تالش با دعوت از این افراد میتوانند آغاز خوبی برای تالش شناسی مفید که به درد مردم تالش بخورد باشند.

هدف ما نباید فقط نوشتن و چاپ کردن چند صفحه نشریه و کتاب باشد.غایت این امر باید در موفقیت تالش و تالشان نمایان گردد و این امر زمانی محقق خواهد شد که ما از لاک تحقیقات صرف کتابخانه ای خارج شده رو به تحقیقات میدانی با توجه به تجربه و تخصص خود بپردازیم.

2-      ایجاد ارتباط قوی بین تالش پژوهان و دانشگاههای منطقه

بسیاری از تالش پژوهان خود از مدرسان دانشگاه و یا از محصلین همین دانشگاه ها هستندو بسیاری دیگر هیچ ارتباطی با دانشگاه نداشته اند و یا دیگر ندارند. زمانیکه ما بتوانیم یک خط مستقیم بین تالش پژوهان و دانشگاههای تالش ایجاد کنیم خواهیم توانست به دانشجویان تالش و حتی دانشجویانی که در تالش به تحصیل مشغول اند انگیزه تحقیق درباره تالش را القا کنیم. ارتباط نزدیک بین دانشگاه و پژوهشگران مطمنا به پر بار شدن و بالا رفتن بار علمی این تحقیقات خواهد انجامید. ما نمیتوانیم فقط با مقالات عمومی به جایی برسیم. برای موفقیت به همه این فاکتورها نیازمندیم آن هم در کنار یکدیگر نه جدا از هم.

چند سال پیش همه تالشان آرزو داشتند فرزندانشان در شهر خودشان تحصیل کند تا هم در کارها کمک دستشان باشد و هم بدینگونه هزینه هاشان کاهش می یافت.حال بسیاری یا در واقع تمامی استادان این دانشگاهها نیز از فرزندان خود تالش اند. اینها همه امتیازاتی است که میتوان از آنها بهره جست.با ایجاد ارتباط قوی و دوستانه در زمینه تالش شناسی و با نشر نشریات و وبلاگها و وبسایتهای قوی مشترک بین این دو قشر میتوان شاهد پیشرفتهای روز افزونی در تالش شناسی بود.

3-      برگزاری همایش های موثر و پویا

شاید برگزاری همایش به لحاظ بار مالی و به دلیل مجوزهای لازم نیازمند وجود اداره، دانشگاه و یا نهاد خاصی است ولی در عوض تصور برگزاری چنین همایشهایی دور از ذهن نیست. امیدواریم که در کشور ما هم بنگاههای پژوهشی نظیر کشورهایی دیگری چون کره جنوبی تشکیل شود و با مدیریت کار گروههای کار آمد و دارای بودجه های خاص بتواند به تحقیقات مهمی بپردازد. در کشورهایی مثل آمریکا وظیفه تحقیق و پژوهش بر عهده دانشگاههاست و در ایران نیز به ظاهر چنین است ولی به واقع نه چرا که در ایران بجز چند دانشگاه انگشت شمار، دیگر دانشگاهها دارای بودجه های تعریف شده برای تحقیقات نیستیند.

برگزاری همایش نیز چنین ویزگی دارد. برای برگزاری همایش هم به پژوهشگر، هم به پشتیبان مالی و هم به فضای تحقیقاتی نیاز داریم که امیدواریم به زودی شاهد برگزاری چنین همایش هایی در سطح منطقه و در سطک کلان ملی باشیم.

همایش تالش شناسی حداقل کاری که خواهد کرد این است که بگوید مقوله ای بنام تالش پژوهی یا تالش شناسی هم وجود دارد و این گامها صفحات روشنی خواهند بود برای معرفی هر چه پیشتر این قوم بزرگ و ایرانی.

4-      ایجاد صفحات مجازی پژوهشگران تالش شناس

از ابتدای ورود تالش شناسی به فضای مجازی شاهد پیشرفتهای بسیاری در این خصوص بوده ایم ولی آنچه اینجا هم با آن مواجه ایم عدم وجود انسجام و یکپارچگی و عدم وجود پایگاهی قوی در این زمینه است. همه اینها به نظر بنده بر میگردد به بعد مالی این مسایل.

ایجاد یک سایت یا یک صفحه مجازی برای تالش پژوهان که بتوانند مقالات خود را در انجا منتشر سازند کمک خواهد کرد تا همه این پژوهشگران بصورت مجازی باهم در ارتباط باشند و به تبادل اطلاعات بپردازند.پیشتر ها که تازه وبلاگ ها در تالش داشته ریشه می زدند بسیاری از جوانان تالش به این طریق به معرفی تالش و تالشان میپرداختند تا اینکه امروزه سایتهای اجتماعی توئیتر و فیسبوک و برنامه های اجتماعی دیگر مسیری جدیدی را رو به این جوانان گشوده است.مسیری که قدم گذاشتن در آنها با کمترین هزینه و بدون اتلاف وقتی و بدون انرژی زیادی صورت میگیرد.

امید که همه این امور دست در دست یکدیگر به دوام و پربار شدن تالش پژوهی و تالش شناسی کمک نماید

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

تالش همیشه زیبا-ییلاق اسبومار سه شنبه هفدهم دی 1392 13:1

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

آسیبها و چالش های تالش شناسی چهارشنبه بیستم آذر 1392 14:11
آسیبها و چالش های تالش شناسی

(منتشره در ماهنامه تالش،شماره 61،آذرماه 1392)

مجتبی جوان (تعطف طولی)

بخش نخست: تاریخ

از زمانیکه پای مطبوعات مستقل به تالش باز شده تا بدین روز شاهد تاثیرات شگرفشان در بین تالش ها بوده ایم. ایجاد انگیزه و علاقه مندی، آشنایی با تاریخ و جغرافیای موطن، گرایش به تحقیقات بیشتر در راه شناخت و تکامل تدریجی تحقیقات تالش شناسی از جمله مواردی بوده که میتوان از آنها بعنوان شاخصه هایی یاد کرد که مطبوعات تالش یکی از مشوقان اصلی آن بوده اند.البته آنچه ما بعنوان تالش شناسی از آن یاد میکنیم در واقع یک تعریف نسبی و جزیی است چرا که تالش شناسی آنچانکه باید بصورت آکادمیک صورت نگرفتی و بیشتر ژورنالیسی و در غالب موارد بصورت نظریه پردازی بوده است.

صرف استفاده از اینگونه تحقیقات و نظریه پردازی ها نه تنها شاید نتواند به شناخت بیشتر این قوم کمک کند بلکه ممکن است در برخی موارد به گمراهی این تحقیقات بیانجامد.

در این نوشتار قصد داریم بپردازیم به آسیبها و چالش هایی که در راه تالش شناسی با آن مواجه خواهیم بود. اولین بخش از این مقاله به بحثهای تاریخی پرداخته که امیدوارم در شماره های آینده به ابعاد دیگر این موضوع بپردازم.

آنچه ما در واقع از تاریخ تالش می دانیم چیزی جز آنچه در گورستانهای تالش کشف شده و یا از قاچاقچیان در حفاری های غیر مجاز بدست آمده نیست. کتیبه ها، سنگ نبشته ها، دلمن ها و مساکن اولیه،نوع زندگی با توجه به کوچ نشینی یا یکجا نشینی،ترکیب ظاهری و استخوانبندی همه و همه اینها می تواند در شناساندن تاریخ یک قوم مولفه های بسیار ارزشمندی باشد اما متاسفانه در مورد تالش آنچه مهم است اینکه در این نقطه جغرافیایی از ایران آنچنانکه باید به مقوله باستانشناسی توجه نشده است.من به شخصه معتقدم یکی از دلایل مهمی که در این زمینه وجود دارد صعب العبور بودن رفت و آمد و عدم آشنایی کارشناسان کشور نسبت به تاریخ نهفته در کوهستانهای این منطقه است.

یکی دیگر از دلایلی که وجود دارد عدم وجود عارضه های مشخص در این زمینه است .عارضه های ساختگی مشخصی که تمایل به جستجو و کاوش در این نقطه را بر انگیزد و موجب شود تا یک روند تحقیقاتی مشخص در این راه شروع شده و به همه جای مشخص کشیده شود.کاوش های باستانشناسی نیاز به تجربه و تخصص فراوان دارد و متاسفانه آنچه در تالش صورت گرفته انسجام و تراکم خاصی نداشته است. استقرار مناسب گروه های باستانشناس حرفه ای که هم به کاوش گورستانها و دلمن و مساکن اولیه تالشان نخستین( کادوسان) و هم در کنار آن به شناخت نمادهای فرهنگی تاریخی این قوم بپردازد میتواند بخش های تاریک تاریخ این قوم را روشن نماید. کشف و بررسی آشیای بدست آمده از گورهای پیش از اسلام  از یک سو و کاوش در زیستگاههای نخستین این قوم در وهله دیگر راه روشنی خواهد بود رو به شناخت تاریخ چند هزارساله.

تمرکز زدایی این تحقیقات از یک نقطه خاص مانند نوادی و مریان به جای جای تالش از سوی دیگر نیازمند گروه باستانشناس کار کشته ای است که با شناخت دقیق و علمی توان تطبیق کشفیات خود  با تاریخ و استخراج تاریخ از دل این اشیا را داشته باشد.

ایجاد یک کار گروه با جایگاه مشخص در مرکز شهر تالش با دفتر ،حتی موزه کوچک و موقت از یافته های آنها روش دیگری است در جهت آرایش گروه هایی خود جوش در جهت شناخت تاریخ که میتواند با توجه به تحقیقات میدانی و با توجه به بومی بودن این تحقیقات، رهنمودهای بسیاری برای این گروه به ارمغان بیاورد که بی شک در ابعاد دیگری از تحقیقات ایشان مثمر به ثمر خواهد بود.

در بعد مالی نیز متاسفانه در کشور ما به امر باستانشناسی و آثار تاریخی آنچنانکه بها داده نمی شود.آثار تاریخی که در کشور ما وجود دارد میتواند راه ورودی باشد برای ورود گردشگران علاقه مند به کشور. گردشگرانی که برای کوچکترین اثر تاریخی به دورترین بخش این کره خاکی قدم میگذارند تا عطش شان را فرو نشانند. البته در کشور ما مسایل متعددی موجب می شود که نتوان روی این آثار باستانی مانور داد.

واکاوی تاریخ تالش ابتدا توسط علی عبدلی صورت گرفت. تا زمان شروع به کار وی تحقیقات چندانی روی واژه تالش ،کادوس، کادوش و امثال آن انجام نشده بود. او توانست با ایجاد یک مسیر درست شیوه تالش شناسی را به همشهریانش نشان دهد.پس از آقای عبدلی و با گسترش وسایل ارتباط عمومی در ابتدا نشریات و کتب و سپس اینترنت و سایر مشتقات اجتماعی آن ،این مقوله شکل تازه ای به خود گرفت به گونه ای که همه اعضای این قوم متمدن در صدد بر آمدند تا به تنهایی به رگه های ناشناخته ای از تاریخ خود دست یابند و با تورق کتب تاریخی و انتخاب بخشهایی که در آنها نامی از تالش برده میشد تمامی این اطلاعات را با همنوعانشان تقسیم کردند.البته در این زمینه موفقیتهای بخش های دیگر فرزندان تالش در زمینه تحصیل ،فیلمسازی، عکاسی، روزنامه نگاری و ... هم به کمکشان آمد تا این فرایند رو به تکامل بیشتر گام بردارد اما اگر باز بخواهیم دقیقتر در این امر ورود کنیم باز متاسفانه با رویکردهای سطحی در این مورد نیز روبرو خواهیم شد.

عدم انجام مطالعات دقیق علمی و آکادمیک ضربه شدیدی به این بخش خواهد زد.بنده فکر معتقدم وجود نداشتن بردهای تخصصی و قوی در دانشگاههای گیلان و تالش در مقوله تاریخ شناسی موجب شده تا یکنوع انفعال در مطالعات مربوط به تاریخ تالش بوجود آید. دانشجویان علاقه مند به مقوله تاریخ تالش آنچنانکه باید شور و شوق فعالیت مستعد و علمی در این زمینه را ندارند چراکه اگر چنین امری حائز میشد بی شک این دانشجویان اقدام به ایجاد تشکل ،NGO و یا گروههایی میکردند و با ایجاد صفحات مجازی قوی و حتی ایجاد نشریه در جهت تنویر تاریخ قوم خودشان همت میجستند چنان که سایر اقوام ایران زمین چنین مینمایند.

عدم وجود حمایت های مالی موثر در بخش فرهنگی در تالش یکی دیگر از معضلاتی است که همیشه گریبانگیر محققان و اساتید و پژوهشگران تالش است. خوشبختانه تالش شناسی اقبال خوبی در بین عموم داراست و این میتواند به ابعاد اقتصادی دامن بزند و این امر اقتصادی خود به اعتلای این بخش کمک شایانی خواهد نمود. بعنوان نمونه تالش میتواند دارای یک انتشارات قوی در زمینه سرمایه گزاری روی پروژه های تحقیقاتی مناسبی باشد که در سطح کلان ملی فعالیتهایش را به تدریج گسترش دهد. این کار پژوهشگران  متخصص بومی را ترغیب خواهد کرد تا نیرو و سواد خود را مصروف تاریخ تالش نمایند.

پاسداشت و قدردانی از اساتید گرانقدری که در این زمینه تلاش نموده اند، برپایی همایش های کلان فرا منطقه ای و برگزاری سمینارهای دانشگاهی که میتواند حتی توسط نشریات تالش و با کمک مالی عموم مردم انجام شود نیز در اعتلای فرهنگ تالش شناسی نقطه عطفی خواهد شد .چنان که همایش تالش شناسی چند سال پیش در تالش و تهران هنوز در ذهن ها خاطراتی را متواتر میسازد که همه پژوهشگران تالش در یک مدت کوتاه به دور هم جمع شده و به تبادل اطلاعات پرداخته اند.

تاریخ تالش فعلن فقط در لای برگهای چند کتاب هست و هنوز ما چیزی از قوم مادریمان نمیدانیم جز اینکه ما پیشتر ها در کوهستانها ساکن بوده ایم و کم کم جلگه نشین شده ایم. همه این اطلاعات را هم ما از تاریخ نخوانده ایم بل بسیاری از این اطلاعات را از شیوه زندگی امروزه و دیروزه اجداد خودمان، از لابه لای داستانهای محلی و گاه از خاطرات نیاکانمان به یادگار داریم.آنچه که ما امروزه از گذشته قوم کادوس مینویسیم و میدانیم کلماتی تاریخی و ثابت شده نیستند.مثلا آنچه که تیمور لنگ در چند صفحه  کتابش در مورد تالش نوشته نمیتواند تعریفی از همه قوم ما باشد.قوم کادوس نیازمند تحقیقات گسترده باستانشناسی،ژئوموفولوژیکی و جغرافیایی، کاوش و حفاری، انسان شناسی و تاریخی است.

از سوی دیگر دامنه اطلاعات این تحقیقات بسته به شرایط و حمایتهای مالی دارد.ما نیاز داریم تا یک موسسه و نهادی حامی مالی این حرکت فرهنگی باشد و با اخذ مجوزهای مربوطه و به کار گرفتن کارشناسان خبره و صاحب نظر تحقیقات دانشگاهی و از سوی دیگر مطالعات باستانشاسی و انسان شناسی انجام داده و با همکاری سازمان میراث فرهنگی کشو گام مهمی در جهت شناخت خط به خط تاریخ نانوشته این قوم بردارد.

اشیا بدست آمده از تالش و کاوشهای میدانی محدودی که در گورستانهای تالش صورت پذیرفته ثابت کرده است که تالش دارای تاریخ چند هزارساله ای است که پی بردن به زوایای آن بی شک رویکرد نوینی در تاریخ شمال ایران رو به پژوهشگران خواهد داد.

ما قومی هستیم که تازه یادمان افتاده باید تاریخی داشته باشیم. تازه یادمان افتاده که از کجا آمده ایم و به کجا میرویم. زبانمان چیست و چگونه به اینجا رسیده.

زبان تالشی خود یک تاریخ است.تاریخی که میتواند گویای بسیاری از جستجوها و تحقیقاتی باشد که در تاریخ بدنبال آنیم.

این قضیه دقیقا مانند کشف سنگ روزتا در مصر باستان است.سنگ نبشته ای که به سه زبان نوشته شده بود و خواندن خط هیروگلیف آن توسط ژان شامپو لیون سی سال بعد از کشف آن انجام شد و پنجاه سال طول کشید تا دانشمندان توانستند به گرامر زبان هیروگلیف پی ببرند. زبان تالشی چنین خصوصیتی دارد.

درست است که ما هیچ نگاره و سنگ نبشته ای نداریم که بگوییم تالشی است ولی بررسی زبانشناختی این زبان کمک خواهد کرد تا به ریشه و بنیان آن نزدیک شویم.خوشبختانه تحقیقات مفصلی در این زمینه انجام شده ولی متاسفانه بیشتر این تحقیقات تکلیف هایی بوده که محققانشان خواسته اند آنها را از سرشان باز کنند مانند پایان نامه های کارشناسی ارشد. جای خرسندی است که زبان تالشی برای این کار انتخاب میشود ولی باید دید آیا واقعا برای این تحقیق کمکی به محققان این بخش میکند یا نه فقط به لحاظ بکر بودن این زبان مورد توجه قرار میگیرد.

 

 

ادامه دارد...

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 14:53

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

به نقل از وبلاگ ماهنامه تالش چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 15:40

ماهنامه تالش رفع توقيف شد

بالاخره پس از گذشت بيش از سي ماه از زمان توقيف ماهنامه تالش، بر اساس حكم صادره از سوي دادستاني شهرستان تالش مبني بر « منع تعقيب » پرونده توقيف ماهنامه تالش به سبب آن كه « مطالب مندرج در نشريه مؤيد وقوع جرم نمي باشد » و ارائه حكم صادره به معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كشور، طي نامه اي به شماره 92/ 2147 مورخ 4/2/1392  از سوي پدرام پاك آيين مدير كل امور مطبوعات و خبرگزاري هاي داخلي معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي كشور و با استناد به مفاد ماده 44 قانون مطبوعات مصوب 22/12/1364 و اصلاحات بعدي آن ،  ماهنامه تالش به صورت رسمي و قانوني رفع توقيف شد.

ضمن عرض تبريك اين موفقيت به مدير مسئول محترم ماهنامه تالش ، همه همكاران و اعضاي محترم تحريه، خبرنگاران، عكاسان ، نمايندگان و همراهان نشريه در سراسر كشور و علي الخصوص خوانندگان و كل تالشان و دوستداران آن نشريه در سراسر جهان ، به اطلاع عموم مي رسانم كه شماره نخست از دوره جديد ماهنامه تالش به زودي منتشر مي شود.

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

حمام تاریخی مریان سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 11:26

حمام مریان مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان طوالش، بخش مرکزی، روستای آق اولر واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۹۱۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.[۱]

شایان ذکر است: حمام مریان به دستور نصر الله خان (سردار امجد)، توسط معماری از کشور آلمان بر روی زمین شیب دار و در فضایی به مساحت 131 متر مربع ساخته شده است.




آشنایی با روستای تاریخی مریان

روستای تاریخی مریان از توابع بخش مرکزی شهرستان تالش، با مختصات جغرافیایی ۴۸ درجه و ۳۷ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۵۰ دقیقه عرض شمالی، در ۳۷ کیلومتری شمال غربی هشتپر و ۱۴۳ کیلومتری رشت قرار دارد.این روستا از شمال به روستای ناوان، از شرق به روستای سینا هونی، از جنوب به اراضی جنگلی و از غرب به روستای آق اولر محدود می‏شود.

 ارتفاع این روستای کوهپایه‏ای از سطح دریا ۱۰۸۰ متر است و آب و هوای آن در زمستان‏ها سرد و در تابستان‏ها معتدل است. متوسط بارندگی سالیانه آن ۱۷۳۲ میلی‏متر گزارش شده است.گورستان باستانی روستا، نشانگر سکونت دیرینه اقوام تالشی در این روستاست و آثاری از حمام قدیمی منسوب به دوره صفوی و یا قاجاری مؤید قدمت کهن روستاست.مردم روستای مریان به زبان‏های آذری و تالشی سخن می‏گویند، مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند.

 الگوی معیشت و سکونت براساس سرشماری سال ۱۳۷۵، روستای مریان ۱۰۴ نفر جمعیت داشته است که در سال ۱۳۸۵ به ۷۶۰ نفر افزایش یافته است.اقتصاد روستای مریان بر پایه فعالیت‏های زراعی، باغداری، دامداری و صنایع دستی استوار است. زراعت عمده روستا، کشت دیم است و گندم مهم‏ترین محصول دیمی آن است. توتون، ذرت، سیب‏زمینی، یونجه و لوبیا از دیگر محصولات زراعی روستاست. زردآلو، سیب، به و گلابی از محصولات باغی آن است. محصولات مهم دامی آن عبارتند از: گوشت تازه و انواع لبنیات، پرورش طیور خانگی مانند مرغ و بوقلمون نیز بین روستاییان رونق دارد.

مردم روستا به ویژه زنان، با بافت و تولید صنایع دستی مانند گلیم، جاجیم، شال و جوراب در بهبود وضعیت اقتصادی خانوار نقش مهمی ایفا می‏کنند.معماری روستای مریان به دلیل استقرار در ناحیه کوهستانی، از روستاهای جلگه‏ای استان گیلان متفاوت است. سقف چوبی خانه‏ها، لته کوبی است و درهای ورودی و پنجره‏ها، برای جلوگیری از سرما کوچک انتخاب شده‏اند. در ساخت خانه‏های قدیمی از مصالح بومی سنگ، ملات کاهگل و چوب استفاده شده است.

محوطه باستانی گورستان مریان، بزرگترین گورستان پیش از تاریخ ایران است که در عرصه‏ای به مساحت ۴۰۰ هکتار، در مناطق ییلاقی مریان، آق اولر و تندبین گسترده شده است. این گورستان گواه تمدن عظیم این منطقه در دوران‏های گذشته است، که تا اوایل دوران اسلامی تداوم داشته است. گورهای این گورستان، به صورت سه طبقة دخمه‏ای سنگچین شده و با لوازم مورد نیاز زندگی مردگان کشف شده‏اند.

حمام قدیمی مریان به احتمال قوی از آثار اواخر دورة صفوی و به احتمالی دیگر از آثار اوایل دورة قاجاری است. مصالح به کار رفته در ساخت حمام شامل خشت، ملاط، گچ و سنگ است. در بعضی قسمت‏های حمام، آثاری از کاشی‏های تزیینی و نقاشی دیواری به جا مانده بود که تقریباً تمام آن‏ها به سرقت رفته است.جشنواره سوارکاری و کشتی مردان، هر ساله در مناطق ییلاقی روستا برگزار می‏شود و در میان جوانان طرفداران بسیاری دارد. از بازی‏های محلی روستای مریان می‏توان به قئیش گوتورمک یا قئیش چکدی، بورک قاچدی، خاله خاله، چیلینگ آقاج اشاره نمود، که اکثراً به طور گروهی و توسط کودکان روستا انجام می‏شود.

 مراسم عید نوروز، همانند سایر نقاط ایران برگزار می‏شود. روز سلطان، دروزه، ۴۵ نوروز و بنجک از جمله مراسم ویژه فصل بهار است و مراسم شب یلدا با رسوم یوله چله، قصه چله و سیومو برگزار می‏شود. مراسم بند آوردن باران و کوبیدن بر ظرف مسی برای برطرف شدن ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی نیز از آیین‏ها و رسم‏های مردم روستای مریان است. برگزاری مراسم اعیاد مذهبی و عزاداری‏های ماه محرم نیز در روستا رواج دارد.نوای نی چوپانان و آوازهای محلی تالشی، شور و حال خاصی به مراسم و جشن‏های مختلف مردم روستای مریان می‏بخشند. اجرای ترانه‏های عاشیقی به زبان آذری، به ویژه در مراسم عروسی روستا متداول است.سرنا و دهل سازهای محلی این روستاست که در اجرای برخی آوازها و رقص‏های محلی نواخته می‏شوند.صنایع دستی روستای مریان، مشتمل بر بافت انواع گلیم، جاجیم، جوراب و شال است.

پوشاک غالب مردم روستای مریان، لباس‏های محلی مشابه لباس‏های تالشی است. مردان از کلاه، شلوار، پیراهن جلو بسته با یقه هفت یا بسته، نیمه تنه یا جلیقه پشمی، شال و دستکش (در فصول سرد سال) استفاده می‏کنند.زنان روستا مانند زنان تالشی لباس می‏پوشند که شامل پیراهن بلند با دامن پرچین، جلیقه با رنگ تیره، پیژامه طرح‏دار و روسری‏های رنگی و منقش می‏باشد. استفاده از پارچه‏های رنگی و روشن، ویژگی پوشاک زنان روستا است. کودکان روستای مریان نیز از پوشاک محلی و معمولی استفاده می‏کنند.

 از انواع غذاهای محلی روستا می‏توان به آبگوشت شوربا، آبگوشت قورمه، انواع آش مانند ترش آش و آش رشته و انواع غذاهای همراه با برنج و ماهی اشاره کرد.دسترسی: این روستا از طریق شهر هشتپر با جاده‏ای مناسب و زیبا قابل دسترسی است

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

سرنا یا زرنای تالشی چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 20:43

سُرنا در تالش به عنوان یک ساز بادی با کلمه هاى ساز و زِرنا شناخته می شود. بیشتر در نواحى جنوبى تالشستان، از ماسال و شاندرمن تا شفت و فومن و طارم، رواج دارد و کلمه ى «سازَنده» اغلب به طور خاص در مورد نوازندهى سرنا به کار میرود.

پرده ها و هواها( نغمات بدون کلام ) عموماً توسط له له (نی چوپانی) و یا لبک (نی لبک) نواخته میشود، اما در نواحی جنوبی تالشستان سرنا و نقارۀ تالشی نیز مجری تعدادی از اینگونه نغمات هستند. تعدادی از این قطعات در جشن های عروسی، حنابندان، کشتی های محلی و برخی از آیین های بومی اجرا می شوند. به عنوان نمونه هنگامی که پهلوانان در حال کشتی گرفتن هستند از سرنا و نقاره استفاده می‌کنند. البته در مدت زمان پیشین سازَنده حتماً می‌بایست دانش و آگاهی درباره کشتی را داشته باشد تا توان عوض نمودن ریتم را همسو و همگام با پهلوانان انجام دهد، که سرعت و بداهه ‌نوازی آنها تأثیری به سزا در کشتی دارد. هنگامی که پهلوانان به هم نگاه می‌کنند در ابتدا آهنگی به صورت ریتم ملایم نواخته می‌شود و آن‌گاه که دو پهلوان با هم در می‌آویزند ریتم آهنگ تندتر و ملودی آن حماسی‌تر می‌گردد و زمانی که پهلوانی پیروز می‌شود آهنگ بنا به مقتضیات خود از اوج به فرود منتهی می‌گردد. به این ترتیب از کشتینه هوا با کمک دو ساز نقاره و سرنا برای تهییج کشتی‌گیران استفاده می‌شود.

سرنا و دهل سازهای محلی تالشان گیلوان هروآباد(خلخال) و همچنین طارم زنجان است که همچون دیگر نواحی جنوبی تالشستان در اجرای برخی آوازها و رقص‌های محلی نواخته می‌شوند.
نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

مجله اینترنتی تالش جمعه بیست و یکم مهر 1391 19:35

درود دوستان خوبم

از زمانی که این وبلاگ را  راه انداختم دغدغه ام این بوده که بتونم برای شما وبلاگی داشته باشم که با مراجعه به اون هر روز چیزهای جالب ٰ خوندنی و دیدنی ای ببینید. از روز اول هدفم این بود که بعد از اینکه به یک حدی از رضایت شما رسیدم وبلاگ رو تبدیل به یک سایت جامع کنم برای خدمت به اصالت خودم ولی متاسفانه آنقدر که باید موفق نبودم. از شما خواهشی دارم و اون اینکه شما کمکم کنید تا بتونم به هدفم برسم.

قصد دارم برای تالش یک مجله اینترنتی راه بیاندازم و امیدوارم بتونم از شما مقالهٰ عکس و مطلب جمع آوری کنم پس لطفن کمکم کنید تا به هدفم برسم.


منتظرتونم

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

مقاله نویسی سه شنبه دهم مرداد 1391 19:48

وبلاگ تالش منتظر دریافت و انتشار مقالات همه شما عزیزان می باشد



نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |

آهنگ زیبای تالشی شنبه بیستم خرداد 1391 10:47
این آهنگ زیبای تالشی را دانلود کنید و از آن لذت ببرید



http://s3.picofile.com/file/7373788274/SHAKAREM_JAN_2_.mp3.html

نوشته شده توسط مجتبی جوان /Mojtaba Javan  | لینک ثابت |